با پیشرفت علم هم مقابله می کنید.
نمی دونم این فاجعه رو چطور براتون بنویسم.

یادمه یکی از بچه های کار دانشجوئی که در کافی نت قبلا کار می کرد برام می گفت:" یه روز نزدیکهای ساعت ۱ تو کافی نت بودم و داشتم سیستمها را رو روبراه می کردم. که بهم خبر دادن نوروزی با چند تا از اداره اط؟؟؟؟ می خوان بیان برای بازدید. من یه مقدار کافی نت رو جمع و جور کردم. و چند دقیقه بعد نوروزی با آن افراد آمدن داخل کافی نت.براشون از نحوه استفاده  دانشجو ها از سیستمها گفتم و یه چیزهای دیگه. نوروزی مدام این حرف رو تکرا می کرد که ما  زمان استفاده دانشجوهای دختر و پسر رو از کافی نت جدا کردیم و به این کار مباهات می کرد. و جلو آنها از من پرسید که می شه الان اینجا وارد سایتهای خلاف شد یا نه ؟ من هم واسه اینکه آن ضایع نشه براشون یه سری اصطلاحات شبکه و امنیت آنرو گفتم (نوروزی و آنها که حالی نبودن ، همش بله  و احسنت می گفتن ) و بعد نوروزی گفت : یعنی الان نمی شه وارد یه سایت از آنها شد. گفتم نه حاجی ما اولا خودمون اینجا کنترل می کنیم و از سوی دیگه فیلترینگ مخابرات نمی زاره و .... بعدش ابدال بیگی و فکر کنم حیدری یا خیانیان هم آمدن داخل کافی نت و بعدش نوروزی و ابدال بیگی شروع کردن تعریف کردن از اخلاق و رفتار  دانشجوهای دانشگاه و اینکه آنها در بین دانشگاههای دیگه نمونه هستند و هیچ مشکلی ندارن. و ..."

 مطلب بالا رو که خوندین: یک شنبه آخر وقت تو کافی نت یوسف بودم که به من ایمیل رسید  که ساعت ۱۲ ظهر طوفانی با دو نفر از کارشناسهای جاسوس محترمش از رشته کامپیوتر (ورودی ۸۲) وارد سایت شدن و دختر ها رو از آنجا بیرون کردن و شروع کردن به جستجوی سیستمها.دو روز بعد از آن ایمیلی دریافت کردم .  جاسوسهای طوفانی ماجرا رو  برای بچه های کامپیوتر تعریف می کنن  و از نقشه هاشون برای آینده کافی نت. متن ایمیل این بود که . طوفانی که نتونسته اطلاعاتی رو که می خواسته بدست بیاره (بعضی ها می گن دنبال نویسنده وبلاگ اخبار دانشگاه آزاد بوده بعضی ها هم می گن آنجا دنبال عکس و ...) هاردهای چند تا از سیستمها رو با خودش می بره اداره منکرات تا اطلاعات هاردها رو بدست بیاره (گویا کارشناسهای جاسوس دانشجوی  آن بهش کمکی نکرده بودند).

از دیگر نقشه هاشون حذف کردن مسنجرهای رو سیستمها بوده ، و این مطلب با ایمیلی که امروز دریافت کردم برام ثابت شد.

این هم هدیه طوفانی :اگه این بچه ها چت نکنن خوب می رن سراغ سایتهای ضد اخلاقی و سایتهای مرتبط با معاندین انقلاب " شما این کار رو می خواین " هر چند که خود من هم با بعضی استفاده های نادرست از مسنجر مخالفم.

و دیگر اینکه جناب نوروزی شما که به بچه های دانشگاه آزاد اعتماد کامل دارین و این حرف رو در چند تا از سخنرانی هاتون زدین (هر چند که متن آن رو خودتون ننوشتین) پس دیگه این کارها چیه؟

و باز هم: جدا کردن زمان استفاده از مسنجر به نظر شما آمار دوستیهای بین دختر و پسر رو در دانشگاه کم می کنه . اگه کسی دنبال این کار باشه کافی نت های دیگه  و خیابون براش راحت تره. شما بجای اینکه به فکر سرکوب کردن فعالیتهای سیاسی در دانشگاه باشین به فکر اوضاع اسفناک اخلاقی بعضی از دانشجو ها  در دانشگاه باشین. مردم ناموس خودشون رو دست شما در این شهری که ادعای مذهب و تعصب و نجابت در زده می شه سپردن. این دانشگاه آزاد شما آمار فساد اخلاقی جوانان را در شهر به اوچ رسانده و آن هم به علت بی کفایتی شما  و مجریان اخلاق و دین در دانشگاه هست.

هر چند که من خودم به شخصه از بعضی جهات این حرکت رو به نفع خانمها می دونم. اما نه به این شوری شما. اما استفاده از اینترنت برای دانشجویان بصورت لحظه ای است. اینترنت یعنی زمان را دراختیار داشتن . شما که زمان را که باارزشترین چیز یک دانشجو است از او می گیرید دانشجو لازم دارد هر لحظه اینترنت را برای ارسال ایمیل به اساتید و یا گرفتن مطلب در اختیار داشته باشد. یا دو سایت مجزا برای خواهران وبرادران بسازید و یا این رویه را تغییر دهید.

افرادی که در قسمتهای حراست و فرهنگی فعالیت دارند باید از خوشفکر ترین ، باسواد ترین و باجزبه ترین افراد در دانشگاه باشند . نه عده ای دیپلم ردی ، بی سواد ، امل و فوقش فوق دیپلم دامپروری آن هم نمره های ۱۰ نا پلوئنی و عده ای هم متاسفانه معتاد به مواد مخدر ،که دست راست و چپ خود را تشخیص نمی دهند. شما در این چند سال چه حرکت مثبت فرهنگی را انجام داده اید. چه مقدار دانشجوی گریزان از دین و انقلاب را جذب کرده این . طوفانی به تو می گویم آیا با این حرکات و گفته های می توانی از انقلاب و اسلام که داعیه آن را دارید دفاع کنید. نه شماها فقط برای اسلام دافعه دارید و باعث بدبینی دانشجویان از آن می شوید.

نکته آخر اینکه چرا کافی نت دانشگاه هر روز خدا بسته است؟  شماها چقدر به مخابرات برای گرفتن اشتراک پول می دهید .  پول کار دانشجوی بچه های آنجا را که بالا کشیدید .لااقل این همه هزینه که به مخابرات می دهید بگذارید دانشجویان از آن استفاده کنند. ساعت ۸ تا ۲ برای دختران و ۲ تا ۷ برای پسران این دیگر چه مدیریتی است. محمدیان تو که اینقدر داعیه حفظ بیت المال را داری بیا این اینجا ببین که اینجا بخاطر بسته بودن، بیت المال حدر می رود. چرا نباید کافی نت تا ۱۱ - ۱۲ شب برای دانشجویان پسر باز نباشد؟. 

طوفانی چطور می تواند در کار معاونت پژوهشی دخالت کند . و دستور بستن کافی نت را بدهد.

به خود بیائید و در فکر اصلاح خود و امور دانشجویان باشید.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 14:40  توسط ناجی | 

چطور پول کار دانشجوئی را ندادند و آنرا بالا کشیدند؟

 

(( جهت جلوگیری از هزینه اینترنت صفحه را بر روی سیستم ذخیره نموده و سپس اقدام به مطالعه نمائید.))

 

در ادامه مطلب چه کسانی پول کار دانشجوی را ندادند یا د... . قول داده بودم که گزارش مفصلی از این ماجر را به خدمت شما دانشجویان و مالباختگان بنویسم در این رابطه رایزنی های مختلفی با مالباختگان انجام دادیم و از تعدادی از آنها اطلاعات و مدارک مثبتی را  به طور مخفی جمع آوری نمودیم که بعضی ازاین افراد تا هنگام خواندن این مطلب از اطلاعات کسب شده از آنها اطلاعی نداشته اند. (پیشاپیش از گرفتاریهائی که ممکن است برای آنها پیش بیاورند عذر خواهی می کنیم) .منجمله تصاویر درج شده در متن مقاله .

و اما ماجرا:

سابقه ندادن پول کار دانشجوئی مختص به این ترم نمی شود. در ترمهای گذشته نیز موارد بسیار متعددی از این رویه اتفاق افتاده است. اما در سال 83-84 این موضوع بسیار حاد و چشمگیر اتفاق افتاد.

مکانهائی که کار دانشجوئی در آنها رایج است عبارتند از : کتابخانه ، کارگاهها ، آزمایشگاهها ، دفاتر فرهنگی در دانشگاه، سایت اینترنت دانشگاه  و یکی دو مورد دیگر.

در سال 43-84 دانشگاه به ضعم سهامداران از بزرگ به بسیار بزرگ ترقی پیدا کرد اما از دید دانشجویان فقط امکانات محدود بین دانشجویان بیشتری تقسم شد. و این تبدیل وضعیت سهمیه کار دانشجوئی را به نسبت بسیار خوبی ارتقاء می دهد. بعضی از اماکن ذکر شده به تناسب فعالیت به نیروی کاری تمام وقت در طول سال نیاز دارند مانند کتابخانه و مرکز isp که باید همیشه باز باشند. و در نتیجه در این مکانها نیاز به نیروی کاری بیشتر و منظم دارند.

در طول سال گذشته نیز عده ای از دانشجویان با دلگرمی و دلسوزی خاصی نسبت به کار خود در این اماکن مشغول به کار بودند.  در بعضی قسمتها به علت نیاز به دانش  تجربه خاص بالاجبار باید  کار دانشجویئ نیروهای آن قسمت تمدید می گردید. معمولا دانشجویان می توانند در پایان هرماه جهت دریافت حق الزحمه خود به امور دانشجوئی و سپس امور مالی مراجعه کنند ، اما به دلیل بوروکراسی اداری دست و پاگیر و هدر رفتن دو سه روزه وقت آنها و همچنین تحمل منتهای به ظاهر مسئولین کار هر سه ماه یکبار با توافق مسئول محل کار و امور دانشجوئی جهت دریافت حق الزحمه خود اقدام می کردند.

حق الزحمه ای که به  فرد می دهند بدین صورت محاسبه می شود.  در ازای 12 ساعت کار در هفته و 50 ساعت در ماه مبلغ 15000 هزار تومن از شهریه  همان ترم یا ترم بعد آنها کم می کنند. اما طبق اخبار موثق و مشاهده بخشنامه  و همچنین شنیدن تعدادی از دانشجویان از زبان معاونت مالی دانشگاه آزاد مرکز  در یکی از اردوهای دانشجوئی در این مورد باید این افراد ماهی 30000 هزار تومان نقدا دریافت کنند.

در طول کار دانشوئی عده ای برگه اشتغال به کار خود را  که باید به امضاء مسئول مستقیم محل کار رسانده و جهت تحویل به امور دانشجوئی و مالی تحویل دهند گم می کردند. و با توجه به اینکه این برگه در دبیرخانه دانشگاه ثبت می شود . این افراد جهت صدور برگه المثنی اقدام می کردند اما کارمندان و مسئولین شاغل در بخش امور دانشجوئی مانند منصوری نصب و حیدری معاون دانشجوئی از این کار امتناع می کردند. که این خود بحث برانگیز می باشد که چرا کسانی که به کار کردن این افراد در این مدت در محل مورد نظر آگاهی کامل داشتند از این کار امتناع می کردند ، مگر این افراد برای همین کارها حقوق نمی گیرند؟

د راین رابطه نیز تعدادی از دانشجویان که بر گرفتن حق خود اصرار می ورزیدند. با تهدید اخراج شدن از طرف حیدری  مواجه و عده ای نیز به کمیته انظباطی  معرفی شدند. آیا این عدل و انصاف است؟

در ترم اول سال 83 این افراد برگه های کار دانشجوئی خود را  تائید ، سپس تحویل امور مالی داده و به این خیال که در پایان ترم از شهریه آنها کم می شود دیگر سراغ دریافت حق الزحمه خود نبودند. اما در پایان ترم با شگفتی تعداد بسیار زیادی از آنها با عدم پرداخت حق الزحمه خود روبرو گشتند.

 در پیگیری های انجام شده  در امور مالی این جواب را شنیدند که این شماها مازاد بر نیاز کار دانشجوئی به کار گرفته شده اید و بروید از کسانی که برگه شما را تائید کرده اند پولتان را بگیرید. در مراجعه به معاونت دانشجوئی نیز سخنان مبهم و گاهی تهدید آمیز دریافت می کردند. و خلاصه اینکه چند مدتی به این منوال گذشت.

به عده ای از این افراد حتی حق الزحمه ترم قبل را هم پرداخت نکرده بودند.

تعدادی از دانشجویان به نمایندگی از آنهائی که می شناختند نامه ای به نوروزی نوشته و پس از تحمل رنجهای فراوان موفق به دیدار او می شوند. در این مذاکرات ماوقعه را برای او توضیح می دهند اما انگار که برای دیوار سخن می گفتند.

عکسهائی را که مشاهده می کنید. هامشهائی است که نوروزی و محمدیان با آن سواد نم کشیدشان برای درخواست آنها نوشته:

هامش 1. نوروزی به محمدی معاونت مالی : چنانچه کار دانشجوئی نموده اند پرداخت نمائید.

هامش 2.محمدی به نوروزی :احتراما به استحضار می رساند که افراد فوق مازاد بر ظرفیت 30 نفر دانشگاه بکارگیری شده اند. خواهشمند است دستورات لازم را صادر فرمائید.

هامش3. نوروزی به معاونت دانشجوئی : چرا افراد بیش از سهمیه بکار گرفته شده اند. بررسی نمائید چند نفر اشتغال داشته اند بعدا اتخاذ تصمیم خواهد شد. (گویا نوروزی اطلاع نداشته اند که معاونش در آن زمان در سوریه بسر می برد ).

 

عکس 1

   مشق های نوروزی

 

هامش4. . از جانشین معونت مالی به معاونت مالی نوروزی: با سلام احتراما نامبرده تمام مراحل  جهت کار دانشجوئی  طی کرده و با امضاء و دستور جناب آقای حیدری معاونت محترم داتشجوئی مشغول به کار شده اند لذا با توجه به اتمام کار ایشان خواهشمند است دستور پرداخت صادر فرمائید. (گویا ایشان هم متوجه نبوده اند که به نمایندگی از دانشجویان به اومراجعه کرده اند و باید افعال را جمع بنویسند).

محل عکس 2

     

مشق 2

 

هامش5: نوروزی پس از مشاهده جوابیه از معاونت دانشجوئی و صحبت دوباره دانشجویان با او این دستور را می دهد: سریعا در ارتباط دستور ظرف امروز و فردا گزارش دهید. باز هم بی اطلاع که در معاونت دانشجوئی هیچکس جوابگوی کار آنها نیست.

از معاونت دانشجویی این جواب می رسد:

با سلام

احتراما در خصوص سوالات مطرح شده با استحضار می رساند که اولا در قسمتهای مختلف واحد همکاران محترم اقدام به دعوت از آشنایان و بستگان جهت کار دانشجوئی نموده اند و امضاء معاونت محترم دانشجوئی را گرفته اند و ثانیا لطف فرمائید در خصوص افرادی که تابستان و ترم گذشته مشغول کار دانشجوئی بوده اند دستور پرداخت صادر فرمائید چون اگر اولویت بندی باشد بایستی اولویت پرداخت باافرادادی باشد که قبل از دیگران و در ابتدای ترم مشغول شده اند.

 عکس 3

 

       

مشق 3

 

در پایان این رفت و آمدها دوباره با نوروزی در راه پله مرکز اداری ملاقات و نامه آقای ملکی جانشین حیدری را به او می دهند. و نوروزی نیز پس از دیدن متن نامه  به دانشجویان می گوید با محمدی باید صحبت کنم. و از آنها می خواهد که پیش او بروند و به او بگویند به نوروزی زنگ زده و در این باره گفتگو کنند.  نوروزی ابتدا نظر اندک مساعدی در صحبتهایش با محمدی برای پرداخت دارد ولی بعد ازکمی گفتگو ناگهان  نوروزی می گوید پول آنها را نده. و محمدی می گوید دیدید که نوروزی گفت بهتون پول ندم. و دانشجویان نیز سر خورده و دست از پا دراز تر بعد از دو سه روز دوندگی با این جواب مواجه می شوند.

 

اما چه کسانی دراین کار مقصرند:

1-     منصوری نصب که لیست  اسامی دانشجویان را برای امور مالی فرستاده ( این لیست بر اساس چه معیاری و با مدرکی تهیه شده)

2-     حیدری که آنرا امضاء کرده

3-     محمدیان و جمالی که از پرداخت اولیه به دانشجویان خود داری نمودند.

4-     و بالاخره نوروزی که مستقیما دستور عدم پرداخت و خوردن حق دانشجویان را داده است.

نکته جالب در اینجاست که تعدادی از دانشجویان پول کار دانشجوئی دریافت نموده در صورتی که در طول ترم در هیج جائی مشغول به کار نبوده اند. و از بین 6 نفر کار دانشجوئی کافی نت دانشگاه که در آنجا زحمت زیادی کشیدند فقط یک نفر پول دریافت کرد. و در بقیه اماکن مانند کتابخانه و همچنین در  دفتر فرهنگ قضیه بدین منوال بوده  است.

 

دیگر قضاوت را به عهده شما خوانندگان می گذارم.

منتظر نظرات شما هستیم.

گروه خبری ناجی نیوز

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 14:58  توسط ناجی | 

تصمیم دانشجویان گروه صنایع جهت اعتصاب دوباره
بنابر اخبار رسیده در پی توهین طوفانی به یکی از دانشجویان گروه صنایع ، این دانشجویان تصمیم گرفته اند علیه این حرکت وقیهانه دست به اعتصاب بزنند.

ماجرا از این قرار است که طوفانی به یکی از دانشجویان گروه صنایع این جمله را می گوید.

" پوفیوز موی سرت را کوتاه کن "

این سخن که تنها از دهان یک فرد کوته فکر و عامی بر می آید تا مسئول حراست یک دانشگاه آن هم از نوع بسیار بزرگش خشم دانشجویان را بر انگیخته است.

لازم به ذکر است سال گذشته در پی اعتصاب دانشجویان گروه صنایع ، نوروزی دست پای خود را گم کرد و وعده های پوشالی زیادی برای آرام کردن آنها داد. اما به هیچ یک از آنها عمل نکرد.

منتظر اخبار تکمیلی ما در این ضمینه باشید.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 16:20  توسط ناجی | 

از تنور انتخابات چه خبر
با پایان یافتن مهلت ثبت نام انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی در حوزه شمالی استان. فعالیتهای گسترده تبلیغاتی نیز در دانشگاه آزاد ایلام رو به افزایش است.

در این دوره ۴۲ نفر ثبت نام نموده اند.

دانشگاه ازاد ایلام همیشه یکی از کانونهای متشنج در انتخابات می باشد. سهامداران دانشگاه از چند ماه مانده به شروع انتخابات با گرفتن خط مشی از مرکز ، سعی در جمع آوری آراء و جلب حمایت اساتید و بخصوص دانشجویان دارند. و برای رسیدن به این هدف از هر راهی از جمله تهدید ، ارعاب ، سانسور خبری کوتاهی نمی کندد.

با شروع زمزمه هائی از ثبت نام ، حمید خانیان (معاونت آموزشی ) و مسلم محمدیان (معاونت مالی) جهت انتخابات میاندوره ای  و همچنین حمایت نوروزی و حیدری از خانیان اوضاع در دانشگاه متشنج تر شد.

نوروزی در طی جلسات مختلف سعی در تطمیع و تحدید دیگر معاونین و مدیران گروه برای حمایت از خانیان دارد.

محمدیان نیز به قوم و قبیله اش دل بسته است.

با توجه به نفرت شدید اکثریت دانشجویان و اساتید از نوروزی و افراد تحت حمایت او بعید به نظر می رسد که یار گیری آنها سودی داشته باشد.

از سوی دیگر خبرهای موثقی مبنی بر فراخوانده شدن فعالین سیاسی از طیف دانشجو یان ، اساتید و کارمندان به حراست وجود دارد. عده ای از این افراد بیان داشته اند که در طی هفته های گذشته به این دفتر احضار شده اند و از آنها خواسته شده است که یا برای افراد مورد نظر نوروزی تبلیغ نموده و یا اینکه از فعالیت در دانشگاه به نفع دیگر کاندیداها خود داری نمایند و در صورت رعایت نکردن این امر ، به اخراج و یا تعلیق از کار و یا تحصیل تهدید شده اند.

خبر جالب اینکه سهامداران دانشگاه  بخصوص نوروزی ،که پس از قضیه رد صلاحیت شدن ایشان در انتخابات مجلس ،با حاج آقا رحمانی مسئول دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه روابط حسنه ای نداشته اند. سعی در  بدست آوردن نظر مساعد ایشان در مورد کاندیدای مورد نظر خویش دارند و چنیدن هفته است که رایزنی هائی را در این مورد انجام داده اند.

لازم به ذکر است حاج آقا رحمانی یکی از افراد بانفوذ در بین دانشجویان و عامه مردم می باشد ، که در مرحله اول و دوم انتخابات مجلس از همتی  نماینده حوزه شمالی حمایت می کردند.

منتظر اخبار تکمیلی ما در این ضمینه باشید.

ناجی

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 1:10  توسط ناجی | 

حکم قطعی صادره برای نویسنده وبلاگ پادشاهان ولگرد
طبق آخرین اخبار دریافتی. کمیته انظباطی غیر قانونی و غیر شرعی دانشگاه آزاد ایلام . نویسنده وبلاگ پادشاهان ولگرد را به ۳ ترم تعلیق از تحصیل محکوم نمود.

بنابر گزارشات رسیده این حکم از ترم اول سال تحصیلی ۸۵ - ۸۴ در مورد نامبرده اجرا می شود.

کمیته انظباطی اتهامات این شخص را ، درج نمودن واقعیتیهائی از اوضاع اسفناک فساد مالی و اخلاقی بعضی از سهامدارن دانشگاه ذکر نموده اند.همچنین سخنگوی این کمیته اعلام داشته اند که حکم صادره بیشتر به خاطر نوشتن مطالبی در مورد شخص خود نوروزی بوده است. نه اتهامات دیگر.؟؟؟؟؟

لازم به ذکر است وبلاگ نویسنده به مدت ۲ ماه از سوی حراست دانشگاه بسته شده بود. ولی هم اینک این وبلاگ با تغییر در رویکرد  کاری شورع به فعالیت نموده است.

گروه خبری ناجی نیوز ، حکم صادره را غیر قانونی دانسته و آنرا شدیدا محکوم ، و این ضایعه را به دانشجویان و اساتید تسلیت عرض می نماید.

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 23:54  توسط ناجی | 

اینجا دانشگاه من است (قسمت دوم)

اینجا دانشگاه من است

اینجا پر از حرف است

اما نه حرفهای قشنگ

حرف حاجی و نوکرانش

آموخته اند شروع سخنت با نام حاجی باشد

بسم حاجی گفتن رسم ما شده

کدامین حاجی را می گوئی؟

اینجا حاجی به حج نرفته فراوان است

آنها هم که حج رفته اند

 فقط نامی از آن دارند

کو کردارش ، کو اثرش

امید می گوید بمان

حاجی از سفر باز می آید

اینجا دانشگاه من است

کارمندان چند دسته اند

عده ای می دزدند، می خورند ، می درند

عده ای در حسرت مانده اند

عده ای هم به نظاره نشسته اند

گناه به نظاره نشسته ها بیشتر است

دانشجویان چند دسته اند

عده ای جیره خوار خوان دزدی ارباب

عده ای در صف مانده

عده ای ستم دیده

عده ای هم به نظاره نشسته

گناه به نظاره نشسته ها بیشتر است

امید می گوید بمان

نظاره نشسته ها به خود می آیند

اینجا دانشگاه من است

نوکران ارباب بورسیه دکترا می گیرند

پولش را از جیب دانشجوی ستمدیده می دهند

ارباب ،معاونین و نوکران حقوق می گیرند

ارقام نجومی است (700000 ، 800000 ، 1000000 ،  120000000و ...  تومان است  نه ریال)

چرتکه کم می آورد

حسابش را به رایانه سپرده اند

دانشجوی ستمدید بدهکار می شود

باید بدهد ، چشمش کور دندش نرم

دانشجوی ستمدیده  بستانکار می شود

کسی نیست امضاء کند ، کسی نیست تائید کند

بعد از کلی منت و کسری امضاء می کنند

برو فردا بیا ، پول ندارم

فردا می آید ، هفته ای دیگر بیا

تنخواهم تمام شده ، برای پول شما صرفصل ندارم

چک هم غیر قانونی است

چک را فقط جیره خوارن برا مزدشان می گیرند

آخر سال می رسد ، می گویند سال جدید

سال جدید دانشجو می رود ، حاجی می گوید

اول سال است ، به حاجی کار پرداز پول نداده ایم

....

امید می گوید بمان

سر خرمن پولت را می دهند

اینجا دانشگاه من است

 

ناجی

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 12:21  توسط ناجی | 

به مختون فشار نیارین به فکر اصلاح باشید
 

روی سخنم با سهامدارن و بازیچه های دست آنهاست.

خیلی تلاش می کنین بفهمین من(بهتر است بگویم ما) کی هستم. و چرا این مطالب رو می نویسیم.

 فکر کنم از تاریخ سررشته ای ندارین. و یا اگر خوانده اید عبرت نگرفته اید. حکم ظالم هیچگاه پایدار نیست جوششی، خروشی ، انقلابی همیشه در راه است. و عاقبت نیستی برای ظالم.

سهامداران دانشگاه که با چنگ و دندان به آن چسبیده اید. اینجا ارث پدریتان نیست. رها کنید این دانشجویان مظلوم را.

نوروزی  و نوچه هایش من  در اطراف گود ،سردرگمیتان را به نظاره نشسته ام. تلاش بی ثمرتان. رجوعتان به کارمندان ، دانشجویان ، آداراتی مانند مخابرات ، اطلاعات ، و ...  اما سخن ما حق است، اگر این اشخاص و ارگانها با سخن حق مشکل دارند حسابشان جداست.

اما همانطور که قبلا گفته ام  (پیدا کردن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه کار نوروزی و دست نشانده هایش نیست).

به جای این همه فشار آوردن به خود و صرف بیت المال ، در راه اصلاح اوضاع نکبت بار دانشگاه قدم بردارید. از خودتان  کارمندانتان ،شروع کنید.

به بسیاری افراد بی گناه مضنون شده اید . برایشان پرونده سازی کرده اید. اما در اشتباهید.

 یک یا چند نفردانشجوی تنها نیستیم. متحدیم ، موجیم ، و می خروشیم.  و با هیچ کس پدر کشته گی نداریم. مگر با آنان که حق دانشجو را پایمال می کنند . در هر رشته ای یار و هفکر داریم. اطلاعاتمان را به هر طریق جمع ، و با صدای بلند می نویسیم.

در مورد کاستیهای بعضی  افراد و قسمتهای دانشگاه مطلب ننوشته ایم ، سراغ شما هم می آئیم.

آسیاب به نوبت...

راه اول و آخر شم ، اصلاح خود ، و اضاع نکبت بار آموزشی ، رفاهی ، و بخصوص مالی دانشجویان است ، آن همه پو لهای به ناحق گرفته و نداده را برگردانید.

اگر خود را از نوشته هایمان مبرا می دانید. جواب دهید ، ایمیل را زدیه ایم. مطلبتان را بفرسیتید ، درج می کنیم. اما در فکر تخریب نباشید. که بد عاقبتی دارد.

خیر خواه دانشجویان

و شماها

ناجی

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 8:47  توسط ناجی | 

اينجا دانشگاه من است (قسمت اول)
اينجا دانشگاه من است

 مي گويند عده اي آمده اند براي درس خواندن

 عده اي براي درس دادن

 گفته اند وظيفه ات درس خواندن است

 گفته اند وظيفه ات درس دادن است

 اما کسي هست مطلبي بگويد

کسي هست مطلبي بگيرد

 آري همه آمده اند براي ياد گرفتن

اما هوا بس ناجواانمردانه سرد است

همه فکر ها را منجمد نموده اند

 احساسها يخ زده اند

نسيمي نسيت که آبش کند

 اما اميد مي گويد بمان

 شبنم صبحگاهان مي آيد

 اينجا دانشگاه من است

اينجا همه رنگ دارند

 عده اي رنگين کمان

 عده اي رنگ آفتاپ پرست

رنگ ها را به نرخ روز مي دهند و مي خرند

اينجا خبر از رنگ عشق نيست

اينجا خبر از رنگ بهار نيست

 اينجا هيچ رنگي بجز سياهي نيست

 اما اميد مي گويد بمان

 آبي شبنم در سحر مي آيد

 اينجا دانشگاه من است

اينجا خبر از عشق نيست

عشق را کشته اند

بجايش نفرت کاشته اند

 بايد بگيري سهميه ايست

 عشق رادر گلدان مي کارند

 دستهاي پنهان مي خشکانند

بجايش کاکتوس هدیه مي دهند

 اميدي در پشت پنجره نيست

همه پنجره ها رو به تاريکي باز مي شوند

عشق را در چشم او نمي توان ديد

 عشق را در پس پرده ها بايد ديد

 اينجا سخن از عشق گناه است

 گويا کسي عشق را نمي شناسد

اگر چشمها نبينند ، اگر گوشها نشنوند

حرف عشق را بايد آهسته بگويي

 حرف عشق را بايد در لاي جزوه

پشت صندلي حک کني

بعضی ها حرف عشق را در چت روم مي زنند

 بهتر است ، چشمها نمي بينند ، گوشها نمي شنوند

 اماعشق در چت روم را هم بسته اند

 اما اميد مي گويد بمان

 روم ديگر باز مي کنيم

اينجا دانشگاه من است

ناجي

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 20:53  توسط ناجی | 

اين بي عرضه خودش كم بود يه نوچه جديد گرفته!

يكي از خبرنگارن برام نوشته بود.

سال گذشته براي انجام حذف و اضافه و امسال براي دادن فيش پرداخت شهريه  به قسمت اداري دانشگاه مي رفتم و يه سري هم به طبقه هاي بالاتر مي زدم.. يكي از بچه هاي كامپيوتر ورودي 82 رو ديدم كه از دفتر طوفاني بيرون آمد. فكر مي كردم يه كار خلافي كرده يا تو امتحانات تقلبي چيزي انجام داده كه به دفتر طوفاني آمده( خدائيش من كه ديدمش  به قيافش مي خوره. ناجي). اين تو ذهنم موند تا اينكه چند روز پيش تو حياط دانشگاه نشسته بوديم . يكي از بچه ها گفت نگاه كن نوچه جديد طوفاني . گفتم كي رو ميگي. آنرو نشونم داد. جا خوردم بهش گفتم مطمئن هستي . گفت آره: تو حراست كار دانشجوئي انجام مي ده و يا شايد هم استخدام شده. بعدش ادامه داد بچه هاي كامپوتر از دستش آسايش ندارن انگشت تو بيني مي كنن راپورتشون به دفتر طوفاني مي‌رسه. و همچنين براي ديگر رشته ها و همچنين كارمندان دانشگاه اين مطلب صدق مي كنه.

من هم كه يه سو‍ ژه جديد بدست آورده بودم سريع براي شما (ناجي ) مطلب رو نوشتم تا پيگير بشين.

بعد از دريافت اين مطلب سريعا چند نفر ديگر از بچه ها رو مامور كردم تا تحتوي قضيه رو دربيارن ، من هم خودم يه سري فعاليتهاي شناسائي در مورد سوژه انجام دادم.

بعد از دريافت نتايج تحقيقات روشن شد. سوژه مذكور از دانشجويان وردي 82 كامپيوتر است . كه در بين دانشجويان اين رشته از حسن شهرت خوبي برخوردار نيست.( و از همه مهمتر اينكه از اقوام نزديك طوفاني مي باشد).و براي انجام كارهائي مانند خبرچيني  و نفوذ در بين بچه هاي رشته هاي مختلف براي پي بردن به فعاليتهاي آنها و انجام كارهاي حراست دانشگاه مانند : تايپ نامه ارسال و دريافت فاكس و ديگر كارها در آنجا، از ترم گذشته اجير شده است.

 

تحليل خبر:

نكته جالب در اين مورد اين است كه ،حضور يك دانشجو (حالا به فاميل بودنش كار نداريم) در حراست دانشگاه ، كه در آنجا اخبار  و نامه هاي محرمانه و بسياري از پرونده هاي به ناحق تشكيل داده شده دانشجو ها در آنجا وجود داره. چه توجيهي دارد.

اين فرد كه از وجهه خوبي در بين دانشجويان برخوردار نيست ،در اين مكان چكار مي كند. آيا رواست كه اصلاعات محرمانه دانشگاه و دانشجويان در دسترس چنين فردي باشد. از سوي ديگر كار نمودن و حضور افراد بطور مداوم در اتاق حراست ، بايد با اطلاع و تائيد حراست كل استان و شهرستان صورت گيرد.

در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه اگر اين فرد به عنوان كار دانشجوئي در اين مكان فعاليت مي كند. كه از لحاظ قانوني مشكل وجود دارد. زيرا بر طبق قوانين دانشگاه ،كار دانشجوئي در حراست ممنوع مي باشد.

 دوم اينكه بر فرض محال اين فرد استخدام شده است ، از كي و چگونه و چطور ؟

و چرا فاميل نزديك طوفاني ؟

قضاوت واقعه را بر عهده خوانندگان عزيز مي گذارم.

نام و مشخصات دقيق اين فرد در آينده براي شناسائي توسط دانشجويان در وبلاگ درج خواهد شد.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 1:2  توسط ناجی | 

به این میاد که ... ؟
 

همه شما در هر سطح علمی که باشید ، مطمئنا اطلاعاتی در مورد خصوصیات یک مدیر خوب و موفق دارید. و همه شما ها تجربه های کوچک و بزرگ مدیریتی چه در خانه و چه در محل کار یا تحصیل داشته اید.

چند وقت پیش کتابی در مورد چهره شناسی و شناخت افراد از روی خصوصیات چهره آنها مطالعه می کردم. برام خیلی جالب بود که می شود از روی چهره افراد در مورد توانایی ها و خصوصیات ذاتی اخلاقی آنها اطلاعات دقیقی بدست آورد.

حالا شما به این تصویر نگاه کنید. ( این تصویر سهامدار و دزد اصلی در دانشگاه آزاد ایلام است).

                 

من که مسئولیت آبدارخانه دانشگاه رو به این نمی دم ، چه برسه به ریاست دانشگاه .

نظر شما چی هستش ؟ شما چه شغلی برای این فرد پیشنهاد می کنید؟

ناجی منتظر نظرات شماست.

2 نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 6:57  توسط ناجی | 

تعطیلی کلاسهای دانشگاه تا 20 فروردین به واقعیت پیوست
بنابر گزارشهای رسیده از خبرنگاران وبلاگ در رشته های مختلف درسی دانشگاه ،تا کنون ۹۰٪ دانشجویان از حضور در کلاسها خودداری نموده اند . این دوستان همچنین بیان داشته اند ،تنها تعداد اندکی دانشجوی متملق و نیز تعدادی از دانشجویانی که در سال گذشته قبل از اعلان عمومی تعطیلی کلاسها از سوی دانشجویان در کلاسها حضور نداشته اند، برای خود شیرینی و جبران غیبتهای خود در کلاسها حاضر می شده اند.

از سوی دیگر اکثریت اساتید به خواسته دانشجویان تن داده و بطور سوری و فقط برای اعلان حضور خود به دانشگاه مراجعه می کنند.

امروز دانشگاه خالی از دانشجو بود ،تعداد اندکی بر روی سکوهای داخل حیاط نشسته و منتظر عبور همنوعان خود بودند ، در داخل طبقات هم تعداد اندکی حضور داشتند ، و در مجموع هیچ کلاسی برگزار نشد. و اگر هم تعدادی از دانشجویان به اجبار استاد در کلاس حاضر می شدند ،بیشتر از نیم ساعت کلاس طول نمی کشید.

هیچکدام از سرویسهای دانشگاه حضور نداشتند. و این نشان از پذیرفتن اوضاع از سوی سهامداران دانشگاه است.

نمایندگان تعدادی از رشته ها علت عدم حضور خود در کلاسها را ،اعتراض به اوضاع آشفته آموزشی در دانشگاه و همچنین رفتار نامناسب سهامداران دانشگاه با دانشجویان اعلام داشته اند ،و اعلام داشته اند که در آینده نیز حرکات مشابهی را بعنوان اعتراض انجام خواهند داد.

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 17:53  توسط ناجی | 

جزئیات دستگیری نویسنده وبلاگ بادشاهان ولگرد (قسمت دوم)

پس از این ماجرا با قید ضمانت متنوع ؟؟؟ مضنون آزاد می شود.

روز بعد از این ماجرا به تعدادی از بچه های همکلاسی مضنون زنگ می زنن و  آنها  رو برای شرکت در جلسه ای سری  احضار می کنن.  متن احضاریه این بوده: فردا راس ساعت ؟؟؟ در محل ؟؟؟ نوروزی با هاتون کار داره. جلسه کاملا سری می باشد. (طبق اخبار رسیده بیشتر آنها ایوانی بوده و یا اینکه قبلا خوش خدمتی خود را ثابت کره بودند و بعضی ها رو هم  که با نویسنده ارتباط داشتن تازه می خواستن جذب کنن و از آنها اطلاعات بدست بیارن)

 چند تن از شرکت کنندگان بی تجربه این جلسه  برای خبر نگار سری  ناجی نیوز مذاکرات صورت گرفته در این جلسه رو لو می دهد.

در این جلسه نوروزی پرینهای گرفته شده از وبلاگ پادشاهان ولگرد را به آنها نشون می ده و از این کار  اظهار ناراحتی می کنه. و از آنها می خواد که تهتوی قضیه رو در بیارن و بدونن که چه کسائی در پشت پرده در این قضیه دست دارند .تهدید می کنه که اگه ماجرا رو نفهمن آنها رو هم اخراج می کنه و از سوی دیگر آنها رو تطمیع می کنه که اگه ماجرا رو بفهمن و بدونن کدوم یک از قسمتهای دانشگاه علیه آن داره این کار رو انجام می ده از پرداخت شهریه این ترم معاف و برای ترمهای بعد هم 50% شهریه رو تخفیف می ده .

سپس تهدید می کنه و می گه من نه تنها این دانشجو رو اخراج می کنم ، بلکه به خاطر نوشتن این حرفها از دستش به جرم هتک حرمت شکایت می کنم.

چند تا از آن دانشجو ها که از ترس داشتن خودشون رو زرد می کردن برای خوشخدمتی با او ابراز همدردی می کنن و می گن حالا که به شما توهین شده همانند اینه که به ما هم توهین شده و کلی علیه مضنون صحبتهای ناروا می گن. 2 تا از همون نارفیقهای مضنون با گرفتن تضمین معاف بودن از شهریه و تخفیف ترمهای بعد و اینکه رو نشه که آنها بودن ، پسورد ورود به وبلاگ رو که اتفاقی از نگاه کردن به دست مضنون می فهمن ، با کمک همدیگه پسورد رو کامل می کنن و رمز ورود را برای نوروزی و طوفانی می گویند(اخبار موثق دیگری حکایت از آن دارد که مضنون تاب شکنجه های طوفانی و نوچه هایش را نیاورده و بالجبار مطالب آنها را در وبلاگ نوشته است). نوروزی هم سریع  چند تا از کارکنان پژو هش را که از قبل به آنها آماده باش داده بود و کاری از دست آنها هم بر نیامده بود رو به دفترش احظار و از آنها می خواد که این مطلب رو در وبلاگ بنویسن.

<< این سایت به علت رعایت نکردن قوانین دانشگاه آزاد ایلام بسته شد و صاحبان آن شناسایی شدند حراست دانشگاه آزاد ایلام >>

بدین صورت پرونده وبلاگ پادشاهان ولگرد برای مدتی جهت پی بردن به عوامل پشت صحنه خیالی راکد می ماند. و نویسنده هم تنهای تنهای در بین نارفیقان و بلاتکلیف برای پی بردن به خوابی که برایش دیده اند ...

تعدادی از خوانندگان وبلاگ از طریق تلفن و ایمیل ابراز همدردی و اعلام بیعت با نویسنده وبلاگ می کنن و بر پایداری او در این راه تاکید دارند.

حکمهای اولیه که برای او صادر کرده بودند حاکی از اخراج مادام العمر از دانشگاه آزاد می دهد.

 

منتظر اخبار جدید باشید.

ناجی

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1384ساعت 14:36  توسط ناجی | 

لااقل شما ایلامی ها به فکر خودتون باشید
امشب اتفاقی موقع آپدیت وبلاگ به این وبلاگ برخورد کردم. من که چند صباحی بیشتر در دیار شما نیستم، شما فکری برای آینده شهرتان داشته باشید. لینکش رو تو قسمت پیوندهای وبلاگ زدم اما برای راحتی شما این هم آدرسش: http://ilamcity.blogfa.com ناجی
2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1384ساعت 12:40  توسط ناجی | 

تخفیف شهریه : چرا ؟ برای چه کسانی ؟ چگونه ؟

خیلی از دانشجویان عزیز از طریق ایمیل وبلاگ تماس گرفتن و خواستن در مورد تخفیف شهریه های مرموز مطلب بنویسیم.

چند وقتیه دارم سند جمع می کنم و آن هم موثق:

بله دوستان در این دانشگاه اگه فامیل فلان کارمند رده بالای دانشگاه باشی ، یا اینکه فرزند یا فامیل یا معرفی شده افراد سرشناس هر کدوم از شهرستانهای استان باشی می تونی به راحتی حده اقل 35 تا 50 درصد تخفیف بگیری. خیلی ها هم اصلا شهریه نمیدن.

یکی از بچه های قدیمی می گفت : من چند ترم در دانشگاه بودم و هر ترمی برای گرفتن تخفیف اقدام می کردم و لی هر بار به بهانه های واهی به من تخفیف نمی دادند. انتخابات مجلس داشت نزدیک می شد اوایل ترم  چند تا از کارمند های دانشگاه که تا حالا موقع دیدن من از آن طرف خیابون رد می شدند . با من احوال پرسی گرم می کردند و بعدش هم کارت تبلیغات نوروزی رو به من می دادند (می گفت آخه من یه نموره بین بچه های رشته خودمون نقش بابا بزرگ رو داشتم ). من هم قول همکاری می دادم شهریه متغیر رو هنوز پرداخت نکرده بودم یه روز دل به دریا زدم و از یکی دو تا از آن کارمند هائی که می دونستم برای نوروزی زیاد تبلیغ می کنن رو انداختم و تقاضای تخفیف کردم . خیلی سریع به نوروزی معرفی شدم و ۲۵ درصد تخفیف  کل شهریه رو گرفتم . از خوشحالی نزدیک بود سکته کنم.  از این موارد در آن ۲ ترم که نوروزی برای انتخابات تبلیغ می کردند تا دلتون بخواد زززیییییاااادددد . البته خدا رو شکر نوروزی (درپیت) شناخته شد و رد صلاحیت شد . آن موند با آن همه پولهائی که از دانشجو ها دزدیده بود  و کارمندهای تازه استخدام شده و یا قول استخدادم داده.

 بود یکی از خوانندگان وبلاگ کامنت گذاشته بودن و گفته بودند که فلان دانشجوی همکلاسی من در این چند ترم تا به حال 100 هزار تومن هم شهریه نداده ، یادمه یه روز برای پیگیری کارهای انتخاب واحد ترم 3 به مرکز اداری دانشگاه رفتم ، گیر کارم پیش یکی از معاونین دانشگاه بود ، مجبور شدم چند دقیقای آنجا بمونم ، نزدیکهای ظهر بود ، برای جناب معاون و یک مرد میانسال و یه دانشجوی که با لهجه کردی کلهری صحبت می کردند نهار آوردند ، کلی هم با هم صحبت کردند  و از خاطرات ترکیه و تاجیکستان و ... ، به خاطر نهار آنها باز هم بیشتر منتظر ماندم تا اینکه نهار آنها تموم شد ، بعد از آن دیدم و شنیدم که آن مرد میانسال و خیلی هم خوش تیپ یه برگه تقاضای تخفیف شهریه به جناب معاون دادند ، ایشون هم گفتند که برای گرفتن تخفیف بیشتر با نوروزی صحبت کنن ، یه زنگی به نوروزی زدند و گفت برای فلانی تخفیف می خوام ، نمی دانم نوروزی به آن چی گفت ؟ ولی دیدم که جناب معاون برگه درخواست و پرینت انتخاب واحد رو از گرفت و 35 درصد تخفیف شهریه نوشت ، فکر کنم بجای نوروزی امضاء کردند.

من هم کارم رو انجام دادم ، تو راهرو یکی از دوستان رو دیدم حرفامون گل انداخت ، بیرون از ساختمان که رفتم ، آن پدر و پسره رو دیدم که داشتند سوار یه سمند سیاه رنگ می شدند ، برام خیلی جالب بود فکر کنم یارو نان شب هم نداشت بخوره ،

از سوی دیگه من خیلی از دانشجو ها رو دیدم که از کمیته امداد نامه آورده بودند، و یا اینکه فرهنگی بودند و ... اما تخفیف نگرفته بودند.

یکی از خوانندگان وبلاگ برام نوشته بودند، برای گرفتن هزینه کار دانشجوئی مجبور شدم به نوروزی مراجعه کنم ، از صبح در اتاق نوروزی معطل موندم چند نفر دیگه هم بودند از جمله دو خانم شهرستانی مال شهرستانهای ایلام نبودند ، آنها هم می خواستند برن پیش نوروزی ، نزدیکهای ساعت 11 که آمدند ( البته آن روز هم ملاقات عمومی بوده و ملاقات هم ازحوالی ساعت 9 باید شروع می شده)  مفتش (زارعی ) آنها رو به نزد نوروزی فرستاد و بعد از آنها هم من رفتم ، داخل که شدم یکی از آن دختر ها داشت با نوروزی صحبت می کرد ، در مورد تخفیف شهریه و اینکه باباش فرهنگی هستش ، و خصوصا اینکه چند تا از هم خوابگاهی های آن از تخفیف شهریه فرهنگیان چند بار استفاده کرده اند و جالب تر اینکه چند نفر دیگه هستند که بدون استفاده از هیچ سهمیه ای تا حالا چندین بار تخفیف گرفته اند و بعضی ها هم شهریه نداده اند ، نوروزی بهش گفت اینها کی بودند و آن هم چند نفر رو اسم برد ، نوروزی دهنش عین گچ سفید شد ، فکر کنم فامیلهاشو نام برد ، بعد از اتاق کمی شلوغ پلوغ شد ، و من دیگه متوجه نشدم آن دخترها کجا رفتن ،

اگه بین تمام رشته بگردی این آمار سر  از 200 300 نفر هم می زنه بالا .

یادتون هست که موقع امتحانات هیچکس رو بدون داشتن کارت ورود به جلسه راه نمی دن، خیلی از افراد هستن بدون اینکه هنوز حتی یک سوم شهریه رو پرداخت کرده باشند ، کارت ورود به جلسه رو می گیرن ، بعضی ها هم که خیلی ضایع بازی درآوردن و هیچ شهریه پرداخت نکردن از راه های دیگه وارد می شن،

یکی از دانشجو های فنی به من گفت تو این ترم 2 تا برادر در کلاس ما بودند که هیچکدوم شهریه رو کامل پرداخت نکرده بودند و به هر شگردی بوده تا اینجا رو راه آمده بودند ، به آنها کارت ورود به جلسه نداده بودند ، آن دانشجو می گفت ، وقتی که آنها امتحان داشتند ، پشت در منتظر می موندند ، تا اینکه جناب گزینش دانشگاه بیاد و آنها رو راه بده سر جلسه ، سر جلسه هم برای آنها حتما فکری داشته،

، یه چیز جالب یکی از دوستان رو امروز تو مرکز اداری دیدم گرفته بود ، می خواست تصفیه حساب انجام بده پیش اقبالی رفته بود آنجا بهش گفته بودند ، به خاطر مقام آوردن در کشور در رشته تکواندو فقط 15 درصد از شهریه متغریت کم شده ، در صورتی که آن به من گفت برای ورزشکارهای که مقام آوردن از کل شهریه 30 درصد کم می شه ، بیچاره حقش رو خورده بودند ، یکی دیگه رو سراغ دارم که خواهر وبرادر دانشجو یدانشگاه آزاد هستند ، براشون 10 درصد از شهریه متغیر رو تخفیف داده بودند ،

اینها همه نمونه هایی از تبعیض سهامداران دانشگاه است.

سخن بسیار و مجال بازگوئی کم :

موارد مشاهده شده را گزارش دهید تا درج شود.

ناجی

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 15:51  توسط ناجی | 

آموزش گرفتن برگه فارغ التحصیلی و دردسرهای آن

 

چند تا از دوستان از قبل خواسته بودند در مورد اذیت شدن آنها برای گرفتن فارغ التحصیلی صحبت کنیم.

اولا براتون روشن کنم که امور فارغ التحصیلان متشکل از چندین نفر خانم ایوانی می باشد ، که حالا فکر کنم یکی دوتا از آنها ایوانی نیستند ، (از دستشون در رفته) که همگی هم در طی این یکی دو سال استخدام شدند.

یکی از دوستان تعریف می کرد برای گرفتن فارغ التحصیلی به آنجا مراجه کردم :

مرحله اول: رفتم آنجا و گفتم که مدارک چی می خواد ( جاتون خالی آنجا مثل هتل خلاش بود تا یه قسمت اداری از دانشگاه ، بوی انواع خوراکی های مطبوع می آمد ، وسط قسمتی رو که موکت کردند یه اجاق والر بود و روی آن هم یه قابلمه ، که یکی از آن خانمها هر چند لحظه یک بار آن رو هم می زد تا ته نگیره ، معلوم نبود چه معجونی هست).

یه مقدار از آنها رو تهیه کردم به بانک سر زدم و باجهای خواسته شده رو پرداخت کردم . برای آوردن گواهی پیش دانشگاهی موندم کجا برم آن رو موقع ثبت نام از من گرفته بودند برای آن هم 2 سه روز معطل شدم ، دفتر معاونت دانشجویی ، آموزشی ، اتاق زیر زمین اداری محل جلوس سجادی ، و کلی جا های دیگه، آخرش آنها رو گرفتم ، دوباره بیا پیش خانمها ،( اولا براتون بگم که اتاق آنها همیشه درش رو می بندند ، موقع وارد شدن کلی باید سرفه یا ا... و ببخشید باید بگی ، موقع داخل شدن هم بوی غدا با کرم و ... تو مخت می زنه ، وارد که می شی معلوم نیست باید پیش کی بری پند تا میز و پشت هر کدوم یه خانم ، بدون هیچ تابلو و نوشته ای برای معرفی ، مدارک رو تحویل می دی بهت یه برگه می دن باید ببری پیش لطیفیان تا بهت پرینت بده ، آنجا هم باید کلی معطلی بکشی ، برگه رو دوباره میاری پیش خانمها ، آنجا بهت برگه دیگه می دن آن رو در دبیر خانه ثبت کنی ، دوباره بر می گردی ساختمان اداری ، دوباره برمی گردی پیش سجادی  تا برابر اصل مدرک   پیش دانشگاهی رو بگیری ، دوباره پاس داده می شی ،دوباره برمی گردی یک از ساحره ها  بهت چهار تا برگه می دن با یه سری اسامی و جاهای امضاء ، همون جا یک از آنها برای چهار تا مهر و امضاء رو هر کدوم از برگه می زنند ، حالا دیگه باید کلی بدووی  دنبال رئیس روءسا  تا امضاء مبارک آنها رو بگیری ،  هر جا که سر می زنی تشریف نامبارکشون وجود نداره ، امور دانشجوئی ، دفتر فرهنگ ، کانون قران ، آزمایشگاه ، کتابخانه ، خوابگاه ، امور مالی  تازه اگه بعضی ها رو پیدا کنی مانند امور مالی ، آن دیگه بدبختیه باید هی بالا و پائین بری پرینت  وضعیت مالی بگیری ، در سیستم مالی ثبت کنی ، تازه آنموقع می فهمی برات جریمه ترم 1و2و3و ... رو رد می کنند ، بعضی ها هیچ بدهکاری نداشتن حالا براشون یه مبلغ کذائی به عنوان بدهکاری می یاد، بعضی ها هم هستند که بستانکار می شن ( من توصیه میکنم دنبال گرفتن پولشون نرن ، تصفیه حساب رو بگیرن و خودشون رو خلاص کنند )، طوفانی هم می گه تا همه امضاء نکنن من هم امضاء نمی کنم ، یه روز یکی از بچه ها رو دیدم منتظر طوفانی بود که بیاد بقیه جا ها سر زده بود آنها هم نبودند ، طوفانی رو پیدا کرد ، آما آن بهش گفت من آخر همه امضاء می کنم ، (تازه اگه امضاء هم کنه اول کلی سین جین می شی... و باید خیلی ها رو لو بدی ). امور دانشجوی اگه کارت دانشجویئ رو گم کرده باشید باید 5 هزار تومن به حساب نوروزی بریزی ، تا دفعه دیگه کارت گم نکنی .

شانس بیاری همه آمضاء ها رو بگیری ، دوباره بر می گردی پیش ساحره های محترم ، از چهار تا برگه رو یکی امور مالی بر می داره ، یکی واسه  ، یکی رو امور فارغ التحصیلان و یکی دیگه رو الان تو ذهنم نیست، حاصل این چند سال تحصیل می شه همون برگه پر از نقاشی (امضاء) اگه هم خواستی پیش اقوام و دوستان یه پزی بدی یه برگه گواهی موقت می گیری ، که آن هم نصف این راههایی که گفتم زمان می بره، تازه حالا حالاها باید صبر کنی ببینی این ساحره های محترم کی تصمیم می گیرن مدارک رو بفرستن واسه مرکز. تازه اگه یادشون نرفته باشه که یکی از مدارکتون ناقص نیست باید کم کمش ۶ ماهی در انتظار آمدن مدرک اصلیتون باشد . که آن هم واسه در کوزه آب تابستون خوبه!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه من بهتون توصیه می کنم اگه درسهاتون تموم شده از جیبتون مایه بزارید یه نفر رو کرایه کنین براتون این کارها رو انجام بده چون به اندازه سختی های ایام تحصیل اینجا اذیت می شی،

با خودم فکر کردم اگه دانشجو ها توپ باشن و ساحره  های فارغ التحصیلان بازیکنان تیم فوتبال ژاپن و قسمتهای دیگه دانشگاه بازیکنان تیم فوتبال ایران ( بلا بدور ) . فکر می کنم به اندازه توپهائی که تو بازی آخر ایران و ژاپن پاس داده شد این دانشجو های بدبخت هم پاس داده می شن. (عجب صبری داره دانشجو. هووووراااا . اما صبر اینها هم خط قرمز داره)

این هم از فارغ التحصیلی و درد سرهاش

تحلیل خبر :

یکی نیست به این احمقها بگه این همه کاغذ بازی برای چیه ، این همه دانشجو ها رو دردسر می دین برای چی، یک که از شهرستان آمده باشه باید واسه موند چند روزه تو ایلام کجا بره ، چقدر خرج کنه ، چقدر هزینه کرایه ماشین آمد و رفت بین واحد ها رو بده ، تازه اگه دختر باشه و والدین آن هم همراهش آمده باشن.( اغلب دانشجو ها از ذوق تموم شدن درساهاشون و رهائی از زندان تا چند ماهی برای گرفتن فارغ التحصیلی اقدام نمی کنند) موقع برگشتن به آنها خوابگاه نمی دن و برای گرفتن آن باید یکی دوشب رو در خیابون بخوابند

.....

 

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 15:44  توسط ناجی | 

گزارش ویژه (( گزارش کامل دستگیری نویسنده وبلاگ پادشاهان ولگرد)) گزارش ویژه قسمت اول

 

بر طبق گزارشات رسیده از خبرنگاران ، نویسنده وبلاگ جیبسی کینگ ، در یک روز آفتابی  حوالی ساعت 9 صبح جهت انجام پاره ای  صحبتها با سپهوند به دفتر کار ایشان مراجعه می کنند.از قضا در همان روز ساعت 10 تعداد 6 نفر از دانشجویان مجهول الهویه با نوروزی جلسه ای سری دارند. طبق گفته های شاهدان عینی ماجرا در هنگامی که نویسنده وبلاگ در جلوی در اتاق سپهوند منتظر بودند ، ناگهان طوفانی با رنگی پریده و چشمانی پراز اشک از اتاق نوروزی بیرون می آیند. حالات روحی و جسمی او نشان از تهدیدی جدی از سوی نوروزی علیه او داشت ، تنها فکری که در ذهن او بود پیدا کردن یک نفر بود ؟ آری او همان نویسنده وبلاگ پادشاهان ولگرد است. در همان احوالات تصویری شبیه فرد مورد نظر در ذهن او تجسم می یابد ، خشکش می زند همانند یک کاج خشکیده ، پس از دادن مقداری آب قند به او بهوش می آید. و تنها دنبال یک نفر می گردد. به او می رسد :

می پرسد، کی هستی ؟

جواب : عرفان بیگ زاده

صدائی می آید: بیا دفترم کارت دارم.

چند لحظه بعد در دفتر او شخصی بر روی صندلی می نشیند.

(از این لحظه بعد از تصاویری که توسط دوربین مادون قرمز ضبط شده است اطلاعات بدست آمده است)

سوال : بچه کجایئ ؟

جواب : همه جای ایران سرای من است.

سوال : بچه ایلام نیستی ؟

جواب : فرقی هم می کنه.

 طوفانی می گه:  نه!

طوفانی صدائی می شنود. (چو دانی پرسی سوءالت خطاست).

طوفانی دیگر نمی تواند حرفی بزند.به ذهنش فکری خطور می کند. پرنیت ناقص تمام صفحات وبلاگ رو جلوی او می اندازد.

سوال : مال تتو هستش ؟

چند لحظه سکوت فضای اتاق را در بر می گیرد. ( تا این لحظه از ماجرا بی خبر ) ناگهان صدائی سکوت سرد اتاق را می شکند.

آره مال منه .

سوال : کی گفته این مطالب رو بنویسی ؟

جواب : خودم بودم و خودم هم تاوانش رو پس می دم.

سوال : هیچکسی کمکت نکرد؟

جواب : گفتم که نه ، فقط خودم تنها بودم.

سوال : این عکس خر چیه ؟ با کامپیوتر درستش کردی؟

جواب : عکس واقعی هستش.

 طوفانی می گه :نه کامپیوتریه.

در همین هنگام مضنون از کیف همراهش یک عکس در میاره و می گه : می دونم که علیه من استفاده می شه ، ولی برای اینکه ثابت کنم واقعیه این هم برا تو !

دنیا دور سر طوفانی می چرخد.می گوید : خیلی محکم حرف می زنی .

جواب : از بچگی محکم ساخته شدم.

طوفانی می خواهد نوشتن وبلاگ رو به دفتر فرهنگ و بسیج ربط بده.

طوفانی لحنش را آرام می کند و می پرسد: جان مادرت دفتر فرهنگ کمکت می کنه و یا اینکه تشویقت می کنه ؟

جواب : فقط خودمم.

طوفانی دیگه طاقت نمی یاره ، از روشهای ناجوانمردانه استفاده می کنه؟

کشیده ای به او می زند. و می گه:  نه من مطمئنم که اینها کمکت می کنن . زود باش راستش رو بگو. برات گرون تموم می شه؟

جواب : گفتم که خودم تنها بودم هر کاری داری به من بگو.

...

 

ادامه دارد...

 

2 نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1384ساعت 19:44  توسط ناجی | 

یه همفکر جدید.
سلام
ضمن تبریک سال نو خدمت شما و بقیه دوستانتان
من امشب اتفاقی وبلاگتون را دیدم خیلی خوشم اومد من پارسال از اون جهنمی که الان برای شما بهتر شده خلاص شدم.
من ورودی 80 کامپیوتر بودم و الان می تونم بگم جز اینکه اونجا وقتمو و پول و آرامش مو از دست دادم هیچ سودی برای من نداشت و چیزی بنام بارعلمی تو اون دانشگاوووووووو وجود نداره.
اونجا فقط همه شون همدیگرو به اسم حاجی صدا می کردند.
نمی دونم ورودی چه سالی هستید ولی ترم 4 من اوضاع خراب اخلاقی اساتید و کارکنان دانشگاه غوغا می کرد .
استادی که به خاطر یک نمره از دانشجو تقاضای ...... می کرد.
خانمی که حراستی بود خیلی راحت مقنعه و مانتوی یکی از دانشجویانی را که می خواست از استادش سوال بپرسه ،رو تو راهروی طبقه دوم کشیده بود و در آورده بود و شکایتی که دو روز بعد گم و گور شد و هیچ جوابی نگرفت.
نمی دونم تو بچه های شما دانشجوی دختر دارید که با اتوبوس آونها رو به حمام (لجن خونه)می بی رند.

یا کسی هست خوابگاه کثیف و پر از موش هتل کربلا را امتحان کرده.( نکته :هتل کربلا در حال حاضر به عنوان خوابگاه استفاده نمی شود.ناجی)

یا غذاهای کثیف و پر از حشراتشون را من امشب با خوندن حرفهای شما یاد همه بدبختی های که  کشیدم افتادم واقعا می گم من و بقیه دانشجوها اونجا عمرمون تلف شد.
باز خوبه الان اون سوراخ موش رو بعنوان دانشگاه دارن ما توی یه مدرسه پسرونه نزدیک کوه کلاسامون برگزار می شد بالاتر از میدان امام به سمت کوه.
خوب برای شما و دوستاتون آرزوی موفقیت دارم.
کاری که شما می کنید یک قدم به جلو گذاشتید که حداقل بدونن که شماها می فهمید.
و شاید اوضاع دانشگاه درست شد(این دروغ سیزده من بود)

نام مستعار نویسنده: (مهم نیست)

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 16:35  توسط ناجی |